عادت و ذهن

خوردن احساسی چیست و چطور با آن کنار بیاییم

گرسنگی احساسی را از گرسنگی واقعی تشخیص بده، محرک‌هایش را بشناس و با مکث، چک HALT و مهربانی با خودت، بدون ممنوع کردن غذاها از چرخه‌ی پرخوری بیرون بیا.

بازبینی پزشکی: پزشک رژیمیست

۹ دقیقه مطالعه

در این نوشته

خوردن احساسی یعنی غذا خوردن برای آرام کردن یک حس، مثل استرس، دلتنگی، خستگی یا حوصله‌سررفتگی، نه برای جواب دادن به گرسنگی بدن. تقریباً همه گاهی این کار را می‌کنند و به‌خودی‌خود «ضعف اراده» نیست. راه کنار آمدن با آن هم ممنوع کردن غذاها نیست؛ این است که حس پشت ولع را بشناسی، کمی مکث کنی و چند راه دیگر برای آرام شدن داشته باشی.

این نوشته آموزشی است و جای مشاوره با پزشک یا روان‌شناس را نمی‌گیرد.

خوردن احساسی دقیقاً یعنی چه؟

غذا از اول فقط سوخت نبوده است. در فرهنگ ما چای و شیرینی کنار درد دل، آجیل در شب‌نشینی، و یک بشقاب غذای مادر بعد از یک روز سخت، همه بخشی از آرامش و پیوند هستند. پس طبیعی است که مغز یاد بگیرد غذا حال را بهتر می‌کند؛ و واقعاً هم برای چند دقیقه بهتر می‌کند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که غذا تنها ابزار آرام شدن باشد. آن‌وقت هر استرس کاری، هر دعوا یا هر شب تنهایی به سمت یخچال می‌رود، حس اصلی حل نمی‌شود و بعدش معمولاً احساس گناه هم اضافه می‌شود. این چرخه می‌تواند روی وزن، خواب و حال روحی اثر بگذارد.

اگر خودت را در این توصیف می‌بینی، تنها نیستی. هدف این نوشته این است که بدون سرزنش، چند ابزار عملی دستت بدهد.

گرسنگی واقعی یا گرسنگی احساسی؟

اولین قدم، تشخیص دادن است. این دو نوع گرسنگی معمولاً نشانه‌های متفاوتی دارند:

مقایسه‌ی گرسنگی جسمی و گرسنگی احساسی
ویژگیگرسنگی جسمیگرسنگی احساسی
شروعتدریجی، چند ساعت بعد از وعده‌ی قبلیناگهانی، اغلب بعد از یک اتفاق یا حس
نوع غذاغذاهای مختلف راضی‌ات می‌کند، حتی عدسی یا نان و پنیریک غذای خاص می‌خواهی، معمولاً شیرین، شور یا چرب
جای حسدر شکم: قار و قور، ضعف، افت تمرکزدر ذهن: فکر مداوم به یک خوراکی
فوریتمی‌توانی کمی صبر کنیحس می‌کنی همین حالا باید بخوری
سیریبا سیر شدن متوقف می‌شویگاهی با وجود سیری ادامه می‌دهی
بعد از خوردنرضایت و انرژیاغلب احساس گناه یا پشیمانی

این جدول قانون قطعی نیست. گاهی هم گرسنه‌ای و هم ناراحت. ولی اگر بیشتر نشانه‌ها در ستون سوم بود، احتمالاً بدنت غذا نمی‌خواهد؛ چیز دیگری می‌خواهد.

محرک‌های رایج خوردن احساسی

شناختن محرک‌ها کمک می‌کند غافلگیر نشوی. رایج‌ترین‌ها این‌ها هستند:

استرس

در استرس طولانی، بدن هورمون‌هایی مثل کورتیزول را بیشتر ترشح می‌کند و خیلی‌ها در این حالت به سمت غذاهای پرانرژی، شیرین و چرب کشیده می‌شوند. شب امتحان، آخر ماه کاری یا روزهای نگرانی خانوادگی، همان شب‌هایی است که بسته‌ی بیسکویت سریع‌تر تمام می‌شود. درباره‌ی رابطه‌ی استرس، خواب و وزن در نوشته‌ی خواب، استرس و وزن مفصل‌تر گفته‌ایم.

حوصله‌سررفتگی

عصرهای بی‌برنامه، جلوی تلویزیون یا وقت گشتن در گوشی، دست خودبه‌خود به سمت ظرف آجیل یا تخمه می‌رود. اینجا غذا بیشتر «سرگرمی» است تا خوراک.

تنهایی و دلتنگی

غذا برای خیلی‌ها یادآور گرما و خانواده است. وقتی تنهایی، یک لیوان چای شیرین با چند خرما یا یک کاسه بستنی می‌تواند جای یک هم‌صحبت را پر کند؛ دست‌کم برای چند دقیقه.

خستگی و کم‌خوابی

وقتی کم خوابیده‌ای، هم تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود و هم ولع خوراکی‌های پرکالری بیشتر. بدن خسته دنبال انرژی سریع است و ذهن خسته حوصله‌ی مقاومت ندارد.

برگشت بعد از محدودیت شدید

این محرک کمتر دیده می‌شود ولی خیلی مهم است. وقتی چند روز خیلی کم خورده‌ای یا نان و برنج و شیرینی را کامل حذف کرده‌ای، بدن و ذهن تحت فشارند. کافی است یک اتفاق کوچک بیفتد تا «حالا که خراب شد، بگذار همه را بخورم» شروع شود. پژوهشگران سال‌هاست این رابطه‌ی رژیم سخت و پرخوری را بررسی کرده‌اند.

چک HALT: قبل از خوردن از خودت بپرس

یک ابزار ساده و قدیمی برای وقتی که ولع ناگهانی سراغت می‌آید، چک HALT است. چهار حرفش از چهار کلمه‌ی انگلیسی آمده:

  1. گرسنه‌ام؟ (Hungry) آخرین وعده کی بود؟ اگر بیشتر از چهار پنج ساعت گذشته، شاید واقعاً گرسنه‌ای و یک میان‌وعده‌ی درست لازم داری.
  2. عصبانی یا ناراحتم؟ (Angry) اتفاقی افتاده که هنوز در ذهنت می‌چرخد؟
  3. تنهایم؟ (Lonely) دلت برای حرف زدن با کسی تنگ شده؟
  4. خسته‌ام؟ (Tired) دیشب چند ساعت خوابیدی؟

اگر جواب اولی «بله» بود، بخور؛ بدون عذاب وجدان و ترجیحاً چیزی سیرکننده مثل ماست و یک مشت گردو یا یک لقمه نان و پنیر و سبزی. اگر جواب یکی از سه سؤال دیگر «بله» بود، غذا احتمالاً مشکل را حل نمی‌کند و ارزش دارد اول سراغ همان نیاز بروی.

مکث و موج‌سواری روی ولع

ولع غذایی مثل یک موج است: بالا می‌رود، به اوج می‌رسد و اگر به آن جواب ندهی، معمولاً پس از مدتی فروکش می‌کند. به تمرین تماشا کردن این موج بدون پریدن به سمت یخچال، موج‌سواری روی ولع (urge surfing) می‌گویند؛ تکنیکی که در روش‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی استفاده می‌شود.

این‌طور امتحانش کن:

  1. وقتی ولع آمد، فقط ده دقیقه مکث کن. قرار نیست «نه» بگویی؛ فقط تصمیم را عقب می‌اندازی.
  2. چند نفس آرام و عمیق بکش و به بدنت توجه کن: ولع کجای بدنت حس می‌شود؟ در دهان؟ در سینه؟ در دست‌ها؟
  3. حس را نام‌گذاری کن: «الان نگرانم»، «الان حوصله‌ام سر رفته».
  4. بعد از ده دقیقه دوباره از خودت بپرس هنوز همان خوراکی را می‌خواهی یا نه.

اگر هنوز می‌خواهی، اشکالی ندارد. یک مقدار مشخص بردار، مثلاً یک تکه شیرینی در پیش‌دستی، بنشین و با توجه بخور؛ نه ایستاده جلوی کابینت و از توی بسته. خوردنِ آگاهانه‌ی یک تکه خیلی با خوردنِ بی‌حواس یک جعبه فرق دارد.

نکته‌ی کلیدی: هدف این نیست که هیچ‌وقت از روی احساس غذا نخوری؛ هدف این است که انتخاب داشته باشی و غذا تنها ابزار آرام شدنت نباشد.

فهرست کارهای جایگزین غیرغذایی

خیلی وقت‌ها خوردن احساسی ادامه پیدا می‌کند چون در لحظه‌ی سخت، کار دیگری به ذهنمان نمی‌رسد. بهتر است همین حالا، در حال آرام، یک فهرست شخصی بنویسی و جایی بگذاری که دم دست باشد. چند ایده:

  • برای استرس: ده دقیقه پیاده‌روی در کوچه، دوش آب گرم، نوشتن چیزی که نگرانت کرده روی کاغذ، چند دقیقه تنفس آرام
  • برای حوصله‌سررفتگی: مرتب کردن یک کشو، گوش دادن به یک پادکست، کار با دست مثل آشپزی برای فردا یا رسیدگی به گلدان‌ها
  • برای تنهایی: تلفن به یک دوست یا خواهر و برادر، پیام دادن به کسی که مدتی است از او خبر نداری، رفتن به جایی شلوغ‌تر مثل پارک
  • برای خستگی: اگر می‌شود، زودتر خوابیدن؛ یا دست‌کم بیست دقیقه دراز کشیدن بدون گوشی
  • برای خشم یا ناراحتی: حرکت تند مثل پله رفتن، حرف زدن با یک آدم مطمئن، یا نوشتن نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نمی‌شود

همه‌ی این‌ها همیشه جواب نمی‌دهند و قرار هم نیست بدهند. اگر حتی یکی دو بار در هفته به‌جای خوراکی سراغ یکی از این‌ها بروی، داری عادت تازه‌ای می‌سازی. درباره‌ی این‌که عادت‌ها چطور شکل می‌گیرند، در نوشته‌ی روان‌شناسی عادت بیشتر گفته‌ایم.

چرا ممنوع کردن غذاها نتیجه‌ی عکس می‌دهد

وقتی به خودت می‌گویی «دیگر هیچ‌وقت شیرینی نمی‌خورم»، آن شیرینی در ذهنت بزرگ‌تر و جذاب‌تر می‌شود. بعد در اولین مهمانی یا اولین شب بد، یک تکه می‌خوری، احساس شکست می‌کنی و همین احساس به پرخوری بیشتر می‌کشد. فردا صبح با عذاب وجدان دوباره قانون سخت‌تری می‌گذاری و چرخه از نو شروع می‌شود:

  1. محدودیت شدید
  2. ولع و فشار ذهنی
  3. یک «لغزش» کوچک
  4. پرخوری با این فکر که «دیگر خراب شد»
  5. احساس گناه و قانون سخت‌تر

راه بیرون آمدن از این چرخه معمولاً اجازه دادن ساختارمند است: شیرینی و نان و برنج جای مشخصی در برنامه داشته باشند، به اندازه، و بدون برچسب «ممنوع». مثلاً عصر جمعه با خانواده یک تکه شیرینی کنار چای، یا یک کفگیر برنج در ناهار. وقتی چیزی ممنوع نیست، فوریتش هم کمتر می‌شود. بسیاری از باورهای رایج درباره‌ی حذف کامل غذاها را در نوشته‌ی باورهای غلط رژیمی بررسی کرده‌ایم.

یک نکته‌ی عملی دیگر: وعده‌های منظم بخور. کسی که صبحانه و ناهار را جا انداخته، عصر هم واقعاً گرسنه است و هم خسته؛ ترکیبی که مقاومت در برابر ولع را تقریباً غیرممکن می‌کند.

مهربانی با خود، نه سرزنش

شاید عجیب به نظر برسد، ولی سرزنش کردن خودت بعد از پرخوری، احتمال پرخوری بعدی را کمتر نمی‌کند؛ اغلب بیشترش می‌کند. پژوهش‌هایی درباره‌ی مهربانی با خود (self-compassion) نشان داده‌اند که وقتی آدم‌ها بعد از یک «لغزش» با خودشان مهربان‌تر برخورد می‌کنند، کمتر به سمت ادامه‌ی پرخوری می‌روند.

مهربانی با خود یعنی بی‌خیالی نیست. یعنی بعد از یک شب پرخوری، به‌جای «من هیچ‌وقت درست نمی‌شوم» بگویی: «دیشب روز سختی داشتم و غذا تنها کاری بود که به ذهنم رسید. امروز صبحانه‌ام را می‌خورم و ببینم دفعه‌ی بعد چه کار دیگری می‌توانم بکنم.» این جمله تو را به برنامه برمی‌گرداند؛ سرزنش تو را از برنامه بیرون می‌اندازد.

چند پیشنهاد ساده:

  • بعد از پرخوری، وعده‌ی بعدی را حذف نکن؛ طبق روال همیشه بخور.
  • یک دفترچه‌ی کوچک داشته باش و فقط بنویس: چه ساعتی، چه حسی، چه خوردی. بدون قضاوت. بعد از دو سه هفته الگوها خودشان را نشان می‌دهند.
  • با خودت همان‌طور حرف بزن که با یک دوست عزیز در همین موقعیت حرف می‌زدی.

چه وقت باید از متخصص کمک بگیری؟

خوردن احساسی گاه‌به‌گاه بخشی از زندگی معمولی است. ولی اگر این نشانه‌ها را داری، بهتر است با روان‌شناس یا روان‌پزشک صحبت کنی:

  • دوره‌های تکرارشونده‌ای که در زمان کوتاه مقدار خیلی زیادی غذا می‌خوری و حس می‌کنی کنترلش دست خودت نیست
  • خوردن تا حد ناراحتی جسمی، یا خوردن پنهانی از روی خجالت
  • احساس شرم، افسردگی یا نفرت از خود بعد از این دوره‌ها
  • هر نوع جبران مثل استفراغ عمدی، مصرف ملین یا روزه‌گرفتن‌های طولانی برای «جبران»
  • این‌که فکر غذا و وزن بخش بزرگی از روزت را گرفته باشد

این‌ها ممکن است نشانه‌ی اختلال پرخوری (binge eating disorder) یا اختلال‌های خوردن دیگر باشند. این اختلال‌ها بیماری‌اند، نه ضعف شخصیت، و درمان‌های مؤثری مثل روان‌درمانی برایشان وجود دارد. کمک گرفتن نشانه‌ی قدرت است. اگر افکار آسیب به خود داری، همین امروز با یک متخصص یا اورژانس تماس بگیر.

جمع‌بندی

خوردن احساسی یک واکنش انسانی است، نه یک نقص. با شناختن تفاوت گرسنگی جسمی و احساسی، دانستن محرک‌هایت، استفاده از چک HALT و یک مکث ده‌دقیقه‌ای، و داشتن چند راه آرام شدن غیرغذایی، کم‌کم انتخاب‌های بیشتری پیدا می‌کنی. غذاها را ممنوع نکن، وعده‌هایت را منظم نگه دار و بعد از هر لغزش، با خودت مهربان باش. اگر دوره‌های پرخوری با حس از دست دادن کنترل تکرار می‌شوند، کمک تخصصی بگیر.

اگر دوست داری رژیمی داشته باشی که خوراکی‌های محبوبت را حذف نکند، در رژیمیست پزشک از روی پرسشنامه‌ی خودت برنامه‌ات را می‌نویسد و با یک چک‌این کوتاه پیامکی هر روز کنارت است؛ ظرفیت محدود است، در لیست انتظار رژیمیست ثبت‌نام کن.

منابع

  • American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR), 2022.
  • National Institute for Health and Care Excellence (NICE). Eating disorders: recognition and treatment (NG69), 2017.
  • Polivy J, Herman CP. Dieting and binging: A causal analysis. American Psychologist, 1985.
  • Torres SJ, Nowson CA. Relationship between stress, eating behavior, and obesity. Nutrition, 2007.
  • Adams CE, Leary MR. Promoting self-compassionate attitudes toward eating among restrictive and guilty eaters. Journal of Social and Clinical Psychology, 2007.
  • Bowen S, Marlatt A. Surfing the urge: Brief mindfulness-based intervention for college student smokers. Psychology of Addictive Behaviors, 2009.
  • خوردن احساسی
  • استرس
  • عادت غذایی
  • سلامت روان

این نوشته آموزشی است و جای معاینه، تشخیص یا تجویز پزشک را نمی‌گیرد. اگر بیماری یا دارو داری، پیش از تغییر رژیم با پزشکت مشورت کن.

عکس پزشک رژیمیست

بازبینی پزشکی

پزشک رژیمیست

پزشک، با تخصص تغذیه

رژیم هر نفر را خودم و از روی شرایط خودش می‌نویسم؛ نه قالب آماده، نه هوش مصنوعی. هدف، عادتی است که بعد از رژیم هم بماند.